الشيخ علي المشكيني

143

تفسير روان (فارسى)

لغت و اعراب : صمّ جمع أصمّ : كر . نفحه : شىء اندك از عطر يا رحمت يا عذاب يا غير آنها . قسط : عدل ، و القسط صفت الموازين است به‌عنوان مبالغه و يا به‌تقدير « ذات القسط » . ليوم القيامة به‌تقدير « لحساب يوم القيامة » . إن كان ؛ ضمير « كان » راجع است به عمل مكلّف مفهوم از كلام . خردل : اسپند و هر حبّه يا جِرم بسيار كوچك . [ محاسبهء دقيق در قيامت ] تفسير : قُلْ إِنَّمَا أُنذِرُكُم بِالْوَحْىِ وَلَا يَسْمَعُ الصُّمُّ الدُّعَاءَ إِذَا مَا يُنذَرُونَ يعنى : اى پيامبر ، به آنها بگو : جز اين نيست كه من شما را به وسيلهء وحى الهى بيم مىدهم - به وسيلهء حقايق ثابت و بدون شك از امور دنيا و آخرت كه از جانب خداوند به واسطهء فرشتهء وحى به من رسيده - و هرگز انسان‌هاى كر آن‌گاه كه بيم داده مىشوند دعوت را نمىشنوند . مراد اين است كه عدم تأثير دعوت‌ها و هشدارهاى پيامبر از جهت نقص در ابلاغ نيست بلكه نقص در پذيرش دعوت‌شونده‌ها و مرگ وجدان و بطلان فطرت آنهاست . وَلَئِن مَسَّتْهُمْ نَفْحَةٌ مِنْ عَذَابِ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ يَاوَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ يعنى : و اگر اندكى از عذاب پروردگارت به آنها برسد بىترديد ، مىگويند : اى واى بر ما ، حقّاً كه ما ستمكار بوديم . مراد اين است كه دعوت و انذار و بيم دادن انبيا در آنها اثرى ندارد بلكه بايد آنان را گرفتار عذاب كرد تا جزع و فزعشان بلند شود و به ناچار ايمان آورند . وَنَضَعُ الْمَوَازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيَامَةِ فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً وَإِن كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنَا بِهَا وَكَفَى بِنَا حَاسِبِينَ يعنى : و ما براى روز قيامت - براى سنجيدن اعتقادات ذهنى و اوصاف و اخلاق روانى و كارهاى فرعى و بدنى همهء مكلّفان حاضر در صحنهء محشر - ترازوهاى سراپا قسط و عدل خواهيم نهاد ، پس در آن روز به هيچ نفسى و مكلّفى از انس و جن كه در معرض